این پژوهش با هدف تبیین نقش رقابت قدرت در حکمرانی شهرهای جهانی انجام شده و بر این فرضیه استوار است که جهانیشدن، شهرنشینی فشرده و تمرکز عملکردهای اقتصادی و فرهنگی در کلانشهرها، رابطه میان دولتهای ملی و مدیریت شهری را وارد مرحلهای جدید از تنش، بازآرایی و رقابت کرده است. شهرهای جهانی که در ادبیات نظری بهعنوان گرههای فرماندهی اقتصاد جهانی و حاملان هویتهای فراملی توصیف میشوند، اکنون بازیگرانی هستند که نه تنها در اقتصاد و فرهنگ، بلکه در سیاست ملی نیز اثرگذاری مستقل دارند. این امر باعث تشدید رقابت قدرت میان دولت مرکزی و مدیریت شهری شده و ابعاد اقتصادی، فرهنگی و سیاسی این تقابل را برجسته ساخته است. یافتههای این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، نشان میدهد که در بعد اقتصادی، شهرها برای حفظ رقابتپذیری جهانی نیازمند انعطاف مقرراتی و منابع مستقلاند، اما وابستگی مالی به دولت مرکزی همچنان ابزار اصلی کنترل دولتهاست. در بعد فرهنگی، هویت چندفرهنگی و جهانی شهرها با سیاستهای ملیگرایانه برخی دولتها در تقابل قرار میگیرد و به شکاف «هویت شهری هویت ملی» دامن میزند. در بعد سیاسی نیز شهرهای جهانی، بهویژه بهواسطه آرایش جمعیتی لیبرال، به رقبای جدی دولتهای محافظهکار تبدیل شده و دولتها با ابزارهای حقوقی، اداری و مالی تلاش میکنند نفوذ سیاسی آنها را مهار کنند. نتایج تحقیق نشان میدهد رقابت قدرت در شهرهای جهانی، تنها یک تنش نهادی نیست، بلکه ساختاری چندبعدی است که آینده حکمرانی شهری، مشروعیت دموکراتیک و تعادل مرکز پیرامون را عمیقاً تحت تأثیر قرار میدهد.