آسیبهای مغزی در زنان باردار با از بین بردن هوشیاری مادر، وضعیت پیچیدهای را در عرصه حقوق، اخلاق و پزشکی ایجاد میکند که تصمیمگیری درباره ادامه یا قطع درمان را با چالشهای جدی مواجه میسازد. این تعارض، ناشی از تزاحم بین حق حیات جنین و حقوق مادر است. مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانهای به نقد و بررسی رویکرد نظام حقوقی ایران در این زمینه از منظر اصول چهارگانه اخلاق پزشکی (اصل خود مختاری، سودمندی، عدم ضرر و عدالت) میپردازد. یافتهها نشان میدهد که با توجه به سکوت قوانین موضوعه، رویکرد غالب در حقوق ایران مبتنی بر مبانی فقهی و با محوریت اولویت مطلق حق حیات جنین، بهویژه پس از ولوج روح است. این نگاه تکلیفمحور، با نادیده گرفتن نسبی اراده و حقوق و منافع مادر، در مواردی با اصول چهارگانه اخلاق پزشکی در تعارض قرار میگیرد. ریشه این تعارض در تقابل جهانبینی حقوق اسلامی و نظامهای حقوقی سکولار است. پژوهش حاضر ضمن تبیین دیدگاه حقوق ایران و دفاع از آن و تشریح رویکردهای موجود در سایر نظامهای حقوقی، در نهایت، برای کاهش این تعارضات و دستیابی به تعادل عملیتر، پیشنهادهایی ارائه نموده است. هدف نهایی، حرکت به سوی رویکردی است که در عین پایبندی به ارزشهای بنیادین، از تحمیل رنج بیفایده پرهیز کند و کرامت انسانی زن را در تمام ابعاد به رسمیت بشناسد.