مقدمه و هدف: امروزه دانههای روغنی به عنوان یکی از مهمترین محصولات کشاورزی دنیا به شمار میروند و گلرنگ نیز یکی از مهمترین گیاهان دانه روغنی محسوب میشود. با توجه به افزایش روزانه جمعیت و تغییر الگوی غذایی مردم، مصرف روغنهای گیاهی نیز در حال افزایش است. دانههای روغنی به منظور استخراج روغن از دانه آنها تولید میشوند، ولی یک منبع با ارزش پروتئین نیز به حساب میآیند و بقایای محصول بعد از روغنکشی به این منظور بهکار میرود. گلرنگ به خاطر مزایای متعدد از جمله مقاومت به تنشهای خشکی و شوری، از مهمترین گیاهان روغنی است. آگاهی از تنوع ژنتیکی موجود بین ژنوتیپهای گلرنگ امکان استفاده از آنها را در برنامههای به نژادی با هدف تولید هیبریدهای با عملکرد کمی و کیفی مطلوب فراهم میکند. هدف از این بررسی، تعیین میزان تنوع ژنتیکی موجود در ژنوتیپهای تحت بررسی گلرنگ از نظر برخی صفات مورفولوژیکی و زراعی جهت بهرهبرداری در برنامههای اصلاحی گلرنگ، تشخیص روابط بین صفات مورفولوژیکی و زراعی و نیز گروهبندی ژنوتیپهای تحت بررسی بود. مواد و روشها: به این منظور، 64 نمونه گلرنگ همراه با پنج رقم سینا، فرامان، امید، گلدشت و یک رقم محلی اسلام آباد از موسسه تحقیقات دیم کشاورزی کشور تهیه شدند و در یک آزمایش به صورت طرح آگمنت با چهار تکرار در مزرعهی پژوهشی گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی دانشگاه مراغه مورد مطالعه قرارگرفتند. پس از عملیات آماده سازی زمین، بذرها به صورت چهار تکرار (بلوک) 16 لاینی همراه با ارقام فوق کشت شدند. بذرهای مربوط به هر ژنوتیپ به صورت ردیفی در کرتهای با طول 150 سانتیمتر و عرض 85 سانتیمتر کشت شدند که هر کرت دارای سه ردیف 150 سانتیمتری با فاصلهی 40 سانتیمتر بود. در پایان دوره رشد و نمو، علاوه بر مراقبتهای معمولی زراعی، برخی صفات مورفولوژیکی و زراعی از جمله ارتفاع بوته، تعداد شاخه فرعی، تعداد غوزه در بوته، تعداد دانه در غوزه، وزن هزار دانه، تیپ بوته، و عملکرد اندازه گیری شدند. قبل از تجزیه واریانس، نرمال بودن توزیع دادهها با روش کولموگروف-اسمیرنوف مورد بررسی قرار گرفت. دادههای مربوط به ارقام مورد تجزیه واریانس قرار گرفتند و با توجه به آنها، مقایسه میانگین لاینها به روش آزمون حداقل تفاوت معنیدار LSD انجام گرفت. به منظور بررسی روابط بین صفات، ضرایب همبستگی بین صفات محاسبه شدند. همبستگی بین صفت اجزای عملکرد و صفات مرتبط با آن باید محاسبه شود و با توجه به ژنوتیپ و محیط که عوامل موثر در ایجاد تنوع هستند، میزان تأثیر اجزای عملکرد بر آن تعیین میشود. صفات مورفولوژیک با دقت و به سادگی قابل اندازه گیری هستند؛ همچنین، برخی از آنها از وراثتپذیری نسبتا بالایی برخوردارند، بنا بر این گزینش بر اساس این صفات ممکن است یک راه مناسب برای غربال کردن جوامع گیاهی و بهبود عملکرد دانه باشد. تجزیه خوشهای ژنوتیپها نیز با استفاده از روش وارد و مربع فاصله اقلیدسی بر اساس صفات مورد مطالعه انجام شد. در تجزیه کلاستر، افرادی که داخل یک کلاستر هستند بیشترین شباهت و یکنواختی را دارند و بین کلاسترها حداکثر تفاوت وجود دارد. بنا بر این، اگر گروهبندی موفقیت آمیز باشد، افراد داخل کلاستر از لحاظ ژنتیکی به هم نزدیکترند و کلاسترهای دورتر متفاوتتر خواهند بود. نقطه برش دندروگرام با استفاده از تجزیه تابع تشخیص تعیین گردید و حالتی که در آن اختلاف بین سطوح گروه بندی در حداکثر بود، به عنوان محل برش درنظر گرفته شد. برای تعیین خصوصیات هر گروه حاصل از تجزیه خوشهای از نظر صفات مورد مطالعه، میانگین هر خوشه برای هر صفت و درصد انحراف آن از میانگین کل محاسبه شد. تجزیه به مولفههای اصلی برای کاهش حجم دادهها و تفسیر بهتر آنها اجرا گردید. دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: از نظر اکثر صفات مورد مطالعه، لاینهای گلرنگ اختلاف آماری معنیداری با هم و نیز با ارقام شاهد داشتند. نتایج همبستگی نشان دادند که عملکرد دانه تک بوته با صفات وزن هزار دانه، قطر غوزه و تعداد دانه در غوزه دارای همبستگی مثبت معنیدار بود. تجزیه خوشهای به روش وارد، معیار فاصله اقلیدسی بر اساس دادههای 12 صفت و برش دندروگرام حاصل، 69 ژنوتیپ گلرنگ را به چهار خوشه طبقهبندی کردند. برای تعیین نقطه برش دندروگرامهای حاصل بر اساس صفات مورفولوژیک و فیزیولوژیک، از تجزیه تابع تشخیص استفاده شد و حالتی که در آن اختلاف بین سطوح گروه بندی در حداکثر بود، به عنوان محل برش در نظر گرفته شد. برش دندروگرام بر اساس تجزیه واریانس چندمتغیره انجام شد و بیشترین مقدار واریانس بین گروهی به درون گروهی را با چهار خوشه فراهم کرد. در تجزیه به مولفههای اصلی بر اساس میانگین 12 صفت در 69 ژنوتیپ گلرنگ، سه مؤلفه اصلی اول مجموعأ 65/13 درصد از تنوع صفات را توجیه کردند. این مقدار برای مؤلفههای دوم و سوم به ترتیب 19/66 و 12/63 درصد بود. نتیجهگیری: خوشه دوم به عنوان بهترین خوشه شناخته شد و ژنوتیپهای این خوشه را میتوان برای بهبود عملکرد دانه مورد استفاده قرار داد. با توجه به تجزیه به مؤلفه های اصلی، مؤلفه اول مؤلفه عملکرد دانه نامگذاری شد. از این مولفه میتوان در گزینش برای ژنوتیپهای گلرنگ استفاده کرد. بر اساس نتایج به دست آمده، رقم گلدشت، رقم برتر محسوب شد.