این پژوهش پتانسیل کشت گیاهان زراعی (گندم، جو، کلزا) و گیاهان دارویی (کور، گل محمدی، سرخارگل، اسطوخودوس) را در حوضه آبریز ارس از منظر متغیرهای اقلیمی (بارش و دما) و غیراقلیمی (شیب، بافت خاک، pH و کربن عالی) ارزیابی کرده است. دادههای مورد استفاده از منابع ماهوارهای و پایگاههای جهانی استخراج شدهاند. برای گیاهان زراعی، نقشههای پتانسیل کشت با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی و استاندارد فائو تدوین و از روش خوشهبندی فازی c-means برای دقت بیشتر بهرهگیری شده است. برای گیاهان دارویی نیز به دلیل نبود استاندارد مشخص، از خوشهبندی فازی استفاده شده است. نتایج نشان داد که گندم و جو به دلیل شرایط مناسب اقلیمی در کلاسهای S1 و S2 قرار دارند، درحالیکه کلزا با محدودیتهایی در مناطق مرتفع مواجه است. در بین متغیرهای غیراقلیمی، شیب بیشترین تأثیر را داشته و مناطق دشتی مناسبترین نواحی برای کشت این گیاهان شناسایی شدهاند. از منظر پتانسیل کلی، جو، گندم و کلزا به ترتیب بهترین شرایط کشت را دارند. در ارزیابی تناسب اقلیمی گیاهان دارویی، کور بیشترین سازگاری را در نیمه شرقی و غربی منطقه داشته و گل محمدی نیز در شرق وضعیت مطلوبی دارد. سرخارگل و اسطوخودوس نیز در بخشهایی از هر دو نیمه شرقی و غربی با تناسب 50 تا 75 درصد مشاهده شدهاند. نتایج نشان میدهد که درخت سیب در مناطق غربی، مرکزی و شرقی حوضه آبریز ارس قابلیت توسعه بالایی دارد. از نظر اقتصادی، نسبت درآمد به هزینه برای گیاهان دارویی و باغی بیشتر از گیاهان زراعی بوده، بهطوریکه این نسبت برای اسطوخودوس در سال چهارم 12.6، برای سرخارگل 5.3، برای گل محمدی در سال هشتم 4.4 و برای سیب 6.7 برآورد شده است. در میان محصولات زراعی، کلزا (3.4)، گندم (3.3) و جو (2.2) بیشترین تا کمترین سوددهی را دارند. این نتایج نشان میدهد که با توجه به سودآوری بیشتر، نیاز آبی کمتر و امکان کاهش وابستگی به واردات، سرمایهگذاری بر روی گیاهان دارویی و باغی در منطقه پیشنهاد میشود. برای بهرهگیری عملی از نتایج، ضروری است نقشههای اقلیمی و غیراقلیمی بهطور جامع بررسی و نیازهای آبی گیاهان مدنظر قرار گیرد. همچنین ترکیب روش فائو و خوشهبندی فازی پیشنهاد میشود و ملاحظات زیستمحیطی مانند اثر گیاهان مهاجم، مقبولیت اجتماعی و دشواریهای برداشت باید مدنظر قرار گیرند.